خواندنی ها

فارسی، مایه فخر ادبیات

فارسی، مایه فخر ادبیات

گفت و گو با محمد رفیع جنید شاعر افغان


 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 1 فوریه 2012
  • بدون نظر
  • آتش به اختیار محمدرضا بایرامی

    آتش به اختيار محمدرضا بايرامي

    بررسي رمان «آتش به اختيار» جديدترين اثر محمدرضا بايرامي

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 25 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • یک صفحه برای حج

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 7 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • شعر و شمس الشموس

    شعر و شمس الشموس

    ستایش و سوگ امام هشتم علیه السلام در شعر

    تلفنی، امام رضا (ع) ،را ،زیارت، كنید چنان كه می دانیم شعر، ترجمان عاطفه و احساس انسانهاست و چون در این نوع قیاس بیشتر از تخیّل و وهم استفاده مى شود، نه واقعیت خارجى ، تأثیرش در طبیعت مردم بیش از قیاس هاى دیگر است.
    و باز مى دانیم در عربستان پیش از اسلام ، برخى از تیره ها ، از این هنر براى بازگویى مفاخر خود به مردمان و توجه آنان به خود سود مى جستند. رئیس قبیله مى كوشید با بخشیدن صلت بسیار به شاعر و پذیرایى شایان از او، زبان وى را به ستایش خود و خاندان خود بگشاید ، یا از او بخواهد تیره رقیب را نكوهش كند.
    با ظهور اسلام، بهره گیرى از این هنر عاطل نماند ، شاعران قریش را مى بینیم كه در جنگهاى بدر و اُحُد بزرگان مكه را مى ستودند و پیغمبر صلوات الله علیه و مسلمانان مدینه را نكوهش مى كردند. در مقابل آنان ، رسول اكرم صلى الله علیه و آله از شاعران اردوى مسلمانان مى خواست بدانها پاسخ دهند و ومى فرمود شعر شما در آنان كارگرتر از تیر تیراندازان است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 25 سپتامبر 2011
  • بدون نظر
  • باقی مانده های زندگی شهری

    باقی مانده های زندگی شهری

    نگاهی به جایگاه تهران در داستان کوتاه معاصر

    قصه کوتاه‏ تهران

     

    بخش اول ، بخش دوم :

    - شهرنشینی، نهادهای شهری جدید و داستان کوتاه ایرانی

    باقی مانده های زندگی شهریاعتقاد به داستان کوتاه ایرانی محل بحث است. بعید می‏دانم جمالزاده یا هدایت به داستان کوتاه ایرانی فکر می‏کرده‏اند. از سوی دیگر، ایرانی بودن داستان کوتاه با فارسی بودن آن متفاوت است از طرفداران این تمایز نیستم اما این‏طور به نظر می‏رسد کسانی که از این تعبیر دفاع می‏کنند، این دسته‏بندی را قبول کرده‏اند .وضع این نوع اصطلاحات حاصل مدرن شدن با تاخیر است. جمالزاده حتی به ژانر داستان کوتاه هم فکر نمی‏کرد و از این بابت تلقی او با هدایت فرق می‏کند از این جنبه که بگذریم، ژانرها همواره با فرم حیات مرتبط هستند؛ منتها نباید این ربط و ارتباط را به صورت تناظر جزء به جزء در نظر گرفت. غالباً و به صورت کلیشه‏ای چنین بیان می‏شود که مدرنیته، مشروطیت و… اقتضامی کرد که زبان و ادبیات دستخوش تغییر شوند و لاجرم چنین شد. نگره بینابینی نسبت به آرایش ژانر و فرم حیات، این قضیه را طور دیگری می‏بینید. به همان میزان که زندگی اجتماعی و تجربیات زیسته بر ادبیات و هنر اثر می‏گذارد، از آنها تاثیر هم می‏پذیرد. ادبیات حماسی شوون زندگی فئودالی را در خود نگه می‏دارد و از ارزش‏های درباری پاسداری می‏کند؛ همان‏طور که شاعر غنایی در روابط بینافردی اشراف اثر می‏گذاشت و جنبه نگهدارنده داشت. اگر چه داستان کوتاه فارسی تاثیر فراگیری بر زندگی اجتماعی نداشته اما در الگوسازی و ارائه تصویر از زندگی اخیر کاملا هم بی‏تاثیر نبوده است. داستان کوتاه فارسی حامل تصور خاصی از زندگی است که می‏توان بخشی از صفات آن را شناخت. داستان کوتاه زمانی در ایران متولد شد که اغتشاش ذهنی و سیاسی، ترس‏های گوناگونی را پدید آورده بود. نظمی متلاشی شده بود که هیچ نظمی جایگزین آن نمی‏شد. حتی امروز هم شان داستان کوتاه در مقایسه با رمان در بین نویسندگان ایرانی از تفاوتی چشم‏گیر برخوردار است. در این میان، عده‏ای سعی در زیبایی شناختی کردن این سمپتوم کرده‏اند و به این نتیجه رسیده‏اند که ادبیات ایرانی در داستان کوتاه پیشرفته شده و در رمان هنوز مانده تا به این توفیق دست یابد. این طرز تلقی که ژانرها را در حد تکنیک عریان و سلیقه‏ورزی صرف تقلیل می‏دهد به منشأ مالیخولیایی داستان کوتاه در سیر تحولات تاریخ معاصر ایران توجهی ندارد. اگر به «یکی بود یکی نبود» دوباره نظری بیندازیم آشوب و هراس‏های راوی را در جای‏جای آن پیدا می‏کنیم. آن سوژه‏ای که بتواند جهان پیرامون خود را شکل بدهد و باز‏گو کند، در آن داستان‏ها دیده نمی‏شود. پراکنش‏ هندسه ذهنی از مشخصه‏های داستان کوتاه در ایران بوده و هنوز هم هست. آدم‏های آن داستان‏ها که از مشروطیت به بعد نوشته می‏شدند نه دقیقا رعیت و نوکر هستند و نه به شهروند و سوژه سیاسی بدل شده‏اند؛ به عبارتی اسم این شکاف داستان کوتاه شد. هدایت از زوایه‏ای دیگر و البته با خودانگیختگی بیشتر همین تصور را تعقیب می‏کند. او حامل موقعیتی است که نه می‏تواند مرمت کند و نه آنکه چیزی را تمام و کمال بسازد.
    پراکنش‏ هندسه ذهنی از مشخصه‏های داستان کوتاه در ایران بوده و هنوز هم هست. آدم‏های آن داستان‏ها که از مشروطیت به بعد نوشته می‏شدند نه دقیقا رعیت و نوکر هستند و نه به شهروند و سوژه سیاسی بدل شده‏اند؛با روش‏شناسی تاریخی گرایانه‏ای که همه لحظه‏های زمانی را همگن و یکپارچه فرض می‏گیرد و بر این باور است که اگر داستانهای کوتاه‏ صدساله اخیر را با حوادث سیاسی، اجتماعی مطابقت بدهد، موفق شده به تحلیلی فراگیر و ممتع دست یابد، عمیقا مخالفم. اتفاقاً داستان کوتاه لااقل در حیطه مخاطبان محدودش، بیش از هر چیز در تصور رمانی دخل و تصرف کرده است. از تبعات زندگی شهری در تجربه حاشیه‏نشینان مدرنیته که ما هم در شمار آنها هستیم، اخلال در حوزه عمومی و خصوصی شاید مهم‏ترین این جلوه‏ها باشد. تفاوت شهر و بیرون شهر دچار نوعی تاخوردگی می‏شود و به تفاوت خیابان و خانه، نقل مکان می‏یابد. آنچه در این بین قابل توجه است نامعلوم بودن و لغزندگی این مرزهاست. دقیقا نمی‏توان فاصله بین خیابان و خانه را معین کرد، همان‏طور که حدود زندگی عمومی و خصوصی قابل تشخیص نیست. این حیطه غیرقابل تشخیص وقتی وسعت پیدا می‏کند، باید آن را با چیزی انباشته کرد. داستان کوتاه یکی از مکانیسم‏های این انباشتگی بوده و هست؛ هر چند صورت‏بندی این انباشتگی در لحظه‏های مختلف تاریخی دگرگون شده است.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 25 جولای 2011
  • بدون نظر