وقتی كه رفتارهای همسرتان ناراحت كننده است…
چه طور می توان با شخصی كه بسیار حساس ، كسل و بی حوصله یا خشك و جدی است زندگی كرد ؟
اگر گاهی اوقات چنین افكاری در مورد همسرتان دارید به معنای پشیمانی شما ا ز ازدواج و عهد و پیمان با همسرتان نیست . شما فقط این طور احساس كرده اید كه تركیب و جور شدن شخصیتها و اصالتها همیشه باعث آسودگی خیال و آرامش نمی شود و متوجه می شوید كه بین شخصیت شما و او تفاوت هایی وجود دارد. هنگامی كه او قلب شما را می شكند یا با رفتارهای نادرست خود قوانین اجتماعی را نادیده می گیرد، ممكن است احساس كنید كه تقصیر از شما بوده است و از انتخاب خود متعجب شوید.
یكی از علل ناراحتی و آشفتگی ما به طرز تفكر ما بر می گردد. بدین معنی كه ما فكرمی كنیم همسرانمان باید در قبال رفتار زشتشان جریمه شوند و ما هیچ گاه چنین رفتارهای ناشایستی انجام نمی دهیم .
هنگامی كه شما فكر می كنید هیچ كس به اندازه كافی از رفتار و كردار همسرتان خبر ندارد و هیچ كس مانند كارهای همسر شما را انجام نمی دهد ، یا گفته های او را فرد دیگری بر زبان نمی آورد و تنها او به چنین اعمالی دست می زند، قوانین اجتماعی و معاشرتی در حال تغییر و دگرگونی اند . این طور نیست كه تمام دنیا به دنبال اجرای قوانین اجتماعی باشد و تنها همسر شما از قوانین پیروی نكند.نكاتی برای زندگی بهتر
هنگامی كه همسرتان شما را آشفته یا ناراحت می كند ، ناخودآگاه شما در معرض عیب جویی و انتقاد قرار می گیرید و این باعث می شود شما به او معترض شوید.
همسران رنجیده خاطر و ناراحت هنگام عصبانیت از رفتارهای یكدیگر انتقاد می كنند و خطاهای طرف مقابل را به رخش می كشند . مثلاً می گویند: چرا با این لحن در حضور مادرم صحبت كردی ؟ آیا تو عقلت را از دست داده ای؟ و همسر خطاكار با زور و قدرت ، خودش را تبرئه می كند و می گوید: تو چه قدر حساس و جدی و بد اخلاقی ! این گونه كشمكش ها ، روابط همسران را بدتر می كند.اگر مقایسه و مقابله با یكدیگر به نتیجه دلخواه منجر نشد چه باید كرد؟
به طور كلی ، از تركیب این دو قاعد پیروی كنید:
1- شما باید وجه تمایز عقلانی بین خود و همسرتان را به طور جدی و ثابت مشخص كنید و بدانید كه رفتارهایتان قابل تفكیك و تشخیص است . 2- شما فقط باید مسئولیت رفتارها و عكس العملهای خودتان را به عهده بگیرید. این موضوع را بارها و بارها در ذهنتان مرور كنید كه همسر تان انعكاس دهنده شخصیت و رفتار شما نیست و نمی تواند همچون آیینه، رفتار درست شما را منعكس كند . او رفتاری را از خود بروز می دهد كه به نظرش درست است و حتی برای حماقتهای خودش احترام قائل است ، اما بدانید كه در نظر مردم هر كدام از شما فردی مستقل هستید و هیچ كس شما را به خاطر رفتار زشت همسرتان سرزنش نمی كند.
اگراین نكات را به خاطر بسپارید اوضاع زندگی تان بهتر خواهد شد:
هرگز به خاطر اعمال و رفتار زشت او عذر خواهی نكنید. اگر شما از كلماتی خشن و بی ادبانه استفاده نكرده اید و لحن بدی درصحبت نداشته اید پس نباید از دیگران تقاضای عفو و بخشش كنید. او آزادانه و بدون هیچ شك و تردیدی این راه را انتخاب كرده است .
فراموش نكنید تا هنگامی كه شما خطا نكرده اید در موردتان قضاوت بد نخواهد شد. آیا خود شما تا به حال مرد یا زنی را به خاطر رفتار بی ادبانه و احمقانه و صدای بلند همسرش توبیخ و سرزنش كرده اید ؟ همچنین توجه كنید كه قانون شكنی و رعایت نكردن حقوق دیگران ، مختص یك نفر نیست. شما یك ایده خاص اجتماعی دارید كه خود انتخاب كرده اید و به آن عمل می كنید و آن ، ذهنیت و طرز تفكر شما را نشان می دهد. وقتی كه شما در حال ارزیابی و علت یابی ناراحتی و نگرانی خود هستید بازتاب این عمل ، بیشتر و سریع تر از بی نزاكتی همسرتان در شما اثر و شما را آشفته می كند. شما می توانید اقدامات مؤثری برای بهبود رفتار او انجام دهید و به جای متهم كردن و سرزنش همسرتان، درباره خواسته ها و توقعات خود با او صحبت كنید، برای مثال به او بگویید: " من شوخ طبعی تو را دوست دارم ، اما همیشه باید از لطیفه های غیرمؤدبانه و زشتی كه در حضور مادرم تعریف می كنی خجالت بكشم . ممكن است به خاطر من كمی خودت را كنترل كنی ؟" این روش قطعاً بیشتر از انتقاد در او اثر می كند و باعث می شود كه كمتر در مقابل شما حالت تهاجمی و دفاعی به خود بگیرد، یا به او بگویید :"هنگامی كه ما میهمانی برپا می كنیم نیاز دارم كه تو تمام مدت در كنارم باشی ". این گفته ها كه شما در كمال نزاكت و آرامش به او می گویید بی نهایت در او اثر می گذارد. هنگامی كه شما از همسرتان درخواست می كنید كه رفتار های خود را به خاطر سازگاری بیشتر با شما تغییر دهد او را متوجه این امر كنید كه در خواستتان به این دلیل است كه او زندگی آرامتری داشته باشد و اگر به حرفها و توصیه های شما درمورد نحوه لباس پوشیدن و طرز صحبت عمل نكرد او را حمایت و پشتیبانی نخواهید كرد. شاید شما بتوانید عادت و روشی را ایجاد كنید تا او بتواند كم كم خودش را تغییر دهد. این گونه سیاست های بی غرضانه به شما كمك خواهد كرد كه میزان صبر و تحمل خود را بالا ببرید. برای مثال ، هنگامی كه او برای جلب نظر دیگران به خود، حركات نابجا انجام می دهد میزان صبر و تحمل خود را افزایش دهید و به خودتان بگویید كه همسرتان لحظات خوب و خوشی دارد. به هر حال ، گاهی اوقات نگرانی های شما در مورد رفتار همسرتان ممكن است برای مردم عاقلانه و قابل قبول نباشد.روشی بهتر از انتقاد
وقتی كه همسر شما می گوید :"دوست ندارم مرا در جمع سرزنش كنی" رفتار او دقیقاً شما را تحت تأثیر قرار می دهد. فرض كنید همسرتان این نظرات را به شما تحمیل كرد . رفتار او دقیقاً در واكنشهای شما بروز می یابد. مثلاً شما از شخصی عذرخواهی كرده اید، زیرا نتوانسته اید به دعوت او برای رفتن به میهمانی پاسخ گویید . همسر شما در حضور آن شخص علت نرفتن شما را به میهمانی فاش می كند و می گوید كه در آن ساعت مشغول تماشای تلویزیون بوده اید یا این كه شما نمی خواهید كسی متوجه شود كه عمل جراحی كوچكی داشته اید ، اما همسر تان این موضوع را به صورت حكایتی سرگرم كننده برای مردم افشا می كند. دردناك تر از اینها آن كه او در حضور دیگران ازشما شكایت یا انتقاد كند و به شما با سخنان اهانت آمیز طعنه زند یا بعضی از مسائل و مشكلات زناشویی شما را در حضور دیگران فاش كند. زوجین مسئولیت های فراوانی در قبال یكدیگر دارند؛ محرمانه نگه داشتن هر یك از مسائل خصوصی میان آنها، از آن جمله است ؛ زیرا طرف مقابل باید بتواند در اجتماع ، وجهه خود را حفظ كند و اگر او بداند كه خصوصی ترین مسائل زندگی اش برملا شده احساس سرافكندگی خواهد كرد. اگر همسر شما اعتبار و آبرویتان را از این راهها از بین برد رفتار او در درازمدت احتیاج به بحث و گفتگو دارد.
اصلاح رفتار با گفتگو
هنگامی كه زوجین از یكدیگر انتقاد می كنند و ایرادی می گیرند و منظورشان توهین یا تحقیر طرف مقابل نیست ولی باعث رنجش و ناراحتی یكدیگر می شوند چه راهی را باید در پیش گرفت و چه باید كرد؟ همسری كه روی زخمها و دردها و عقده های ما نورافكن روشن می كند باعث می شود كه روابط عاطفی و رفتاری با او سرد شود.
" شما می توانید با نزدیكی و كنترل ماهرانه خود از لغزشها و اشتباهات همسرتان جلوگیری كنید و قبل از این كه خطایی مرتكب شود اعمال و رفتارش را تحت كنترل در آورید." منبع : زن روزوقتی كه رفتارهای همسرتان ناراحت كننده است…

شرم و حیای خاص ایرانی و عدم صداقت ناشی از آن نیز از موانع جدی ابراز این قبیل عواطف و استقبال از آنها بوده است. البته استثناء همیشه وجود دارد و نافی قاعده هم نیست. نكته جالب توجه این كه روحیات مزبور نه تنها در اغلب موارد جنبه ای عقلانی ندارد بلكه در بسیاری از موارد خصلت و خاستگاه دینی نیز ندارند و به نظر می رسد كه بیشتر جنبه فرهنگی داشته باشند. از این روست كه جا دارد منتقدان فرهنگ و نیز اصلاح گران سنت های دینی به بازاندیشی در این قبیل امور همت گمارند. البته چنین به نظر می آید كه نسل جدید منتظر این تفحصات نمانده و خود در میدان عمل، تجدید نظر را آغاز كرده است. ملاحظه در همین تجدید نظرها و انواع جلوه های آن نیز باید مورد توجه و تحلیل واقع شود.
همان گونه كه ویكتور فرانكل در اثر مشهور خود «انسان در جستجوی معنی» نشان داده، سلامت روانی و رفتاری آدمیان دقیقاً در گرو مساعد و متعارف بودن وضعیت زیست آنهاست و با از حد گذشتن سختی ها، فشارها و تنگناها آستانه تحمل و توان انسان به سر می رسد و او حتی می تواند به موجودی خطرناك تبدیل شود. در جامعه امروزی این مشكلات اقتصادی و فشارهای ناشی از آن در زندگی روزانه، تلخی و سختی خود را به شمار قابل ملاحظه ای از شهروندان می چشاند. به نظر می رسد كه برای كثیری از هموطنان، زندگی مترادف با تلاش برای تأمین معیشت شده است. در بسیاری از موارد حداقل فراغت لازمه برای برقراری رابطه ای مهرآمیز میسر نیست و ارتباط میان زوجین تحت فشارهای زندگی هر روزه به انسداد می گراید و با موانع جدی روبرو می شود. ارتباطی كه در فقدان آن انواع سوءتفاهم ها نضج می توانند گرفت و كینه و سردی و دلخوری به جای مهر و صفا و گرمی می توانند نشست.
در خصوص مشكلات اقتصادی نباید از نظر پوشیده داشت كه گرچه این قبیل مسائل برای رابطه توأم با مهر و محبت تهدیدی جدی به شمار می آیند، لیكن چنین نیست كه در نبود این گونه مشكلات، عشق ورزیدن امری محتوم و حتمی الوقوع باشد. به طوری كه در اقشار مرفه جامعه نیز ممكن است در این زمینه دشواری هایی بروز نماید كه البته دلایلی متفاوت دارند. ناگفته نمی توان گذاشت كه در سال های اخیر رواج فرهنگ مصرف گرایی در سطوح مختلف سبب نارضایتی های گسترده ای شده است. یعنی بخشی از ناكامی ها در پی برآورده نشدن نیازهای كاذبی است كه افراد را به دنبال خود می كشند. وضعیت مزبور نه تنها شكاف و دافعه میان اقشار و طبقات اجتماعی گوناگون را سبب می گردد، بلكه درون اعضای یك خانواده نیز انواع گسل های عاطفی را پدید می آورد. كوتاه سخن این كه همواره پایین بودن درآمد و دارایی نیست كه مشكل زاست، گاهی بالا بودن توقعات، زمینه را برای مهرورزی ناهموار می سازد.
به رغم جدی بودن مسئله به نظر می رسد كه در ایران هیچ سازمان، نهاد، تشكل و مؤسسه ای وجود ندارد كه متولی آموزش مهر ورزیدن و شناسایی و معرفی موانع آن باشد. صدا و سیما كه می تواند در این زمینه نقش آفرینی گسترده ای داشته باشد، برنامه های مرتبط با خانواده را عمدتاً به گونه ای كلیشه ای و لذا غیرجذاب به پیش می برد. از سوی دیگر از آنجا كه رویكرد این سازمان به خانواده غالباً نگاهی سنتی را مد نظر دارد، احتمالاً مشكل را به رسمیت نمی شناسد كه برای آن چاره ای بیاندیشد. در مواقعی كه در برنامه ای به این موضوع مهم پرداخته می شود لحن و طنین بحث نوعاً به نحوی مماشات گونه است و پیچیدگی واقعیت را مكشوف نمی سازد و لحاظ نمی دارد.
نكته دیگر به ساعت پخش برنامه های مرتبط با خانواده برمی گردد كه احتمالاً شمار وسیعی از مخاطبان به علت نامناسب بودن زمان پخش و تقارنش با حضور در محل كار، امكان تعقیب و مشاهده برنامه را از دست می دهند. ضمن این كه اساساً معلوم نیست كه چه تعداد از كسانی كه محتاج دریافت و ارتقای آگاهی در رابطه با این مشكل هستند اساساً به این رسانه توجهی دارند.
سوتیتر 1آموزش و پرورش یكی از نهادهایی است كه می تواند در تعلیم اهمیت مهر ورزیدن در زندگی سهمی به سزا داشته باشد. اساساً یكی از وظایف و كاركردهای اصلی نهاد آموزش و پرورش كمك به كودكان در یادگیری مهارت های اساسی زندگی روزانه است.
به نظر می رسد كه روند و روح حاكم بر آموزش و پرورش در ایران مبتنی بر انتقال و آموزش دانسته های غیركاربردی آن هم به شیوه ای خشك و منسوخ است. حجم وسیعی از مواد درسی هیچ ربطی به زندگی واقعی ندارد. واقعیت این است كه بخش بزرگی از مضامین آموخته شده را دانش آموزان به زودی فراموش می كنند. در حالی كه با توجه به فوریت و اهمیت این قبیل مسائل زندگی ساز، برنامه ریزان و سیاستگذاران سازمان آموزش و پرورش باید با هدف لحاظ كردن این گونه مقاصد آموزشی به تجدید نظری اساسی روی آورند.
به هر روی گویی این انتظار وجود دارد كه خانواده ها آئین مهرورزی را خود به فرزندان آموزش دهند. سخن بر سر این است كه خود خانواده ها را چه كسی آموزش خواهد داد؟ محلی كه احتمالاً مولد مسئله و مبتلا به مشكل است چگونه می تواند بدون انواع بهسازی ها به حلال مشكل تبدیل گردد؟
ازدواج، يکي از موضوعهاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به اين سنت الهي عمل ميکنند، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگيشان جاري ميگردد، اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعهي ما اتفاق افتاده که هر شنوندهاي را بيدرنگ به تأمل در اينخصوص، واميدارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر ميکردند روزي با دنيايي از اندوه، ميبايست از هم جدا شوند؟
وقتى از منظر نگاه امام خمینى به دین شناختى زنان و مسایل آنان مى نگریم, اصالت نهاد خانواده به عنوان مایه سكونت و انس جویى و محبت ورزى زن و شوهر و جایگاه امن و آماده تربیت فرزندان از یك سو, و شرافت و مقام مادرى و مسوئولیت خطیر و پرارزش آن از سوى دیگر, جایگاهى محورى دارد. عنایت و اهتمام خاصى كه آن فقیه فرزانه و دین شناس بزرگ تاریخ اسلام به این نهاد ، بویژه مقام مادرى دارد, محور ((خانواده ـ مادر)) را بروشنى در نگاه و اندیشه هر كس كه از منظر نگاه امام به این محور مى نگرد, از نظر موقعیت آن و مسوئولیتهاى ناشى از آن, به یكى از حیاتى ترین و زیربنایى ترین نهادها و موقعیتهاى بشرى درمىآورد, و از نظر شرافت و ارزش در قله خوبیها و سرآمد ارزشها قرار مى دهد. و امام در این باب سخن بسیار دارد و در اینجا به اندكى بسنده خواهد شد.
مدینه فاضله اى كه اسلام ترسیم مى كند و جامعه مدنى و توسعه همه جانبه ، كه اینك به عنوان یك آرمان جهانى براى ملتهاى مختلف و از جمله امت بزرگ اسلامى درآمده است, بدون حضور سازنده و فعال ((نهاد مقدس خانواده)) و بدون منظور ساختن همه شروط و لوازمى كه شكل گیرى و تحقق ((خانواده مطلوب)) براى جامعه اسلامى ایجاب مى كند, امكان ندارد.این حقیقت بارها در كلام حضرت امام آمده است, از جمله:((شما وقتى اسلام را ملاحظه مى كنید به حسب ابعاد انسانیت او, طرح دارد, قانون دارد, از قبل از اینكه انسان به این دنیا بیاید, قبل از اینكه پدر و مادر انسان ازدواج كنند, طرح دارد براى اینكه این بذر را خوب تربیت كند, طرح دارد.))
خانواده به عنوان یك نهاد فراگیر اجتماعى, هسته اولیه جامعه به شمار مى رود و خاستگاه موقعیت ممتاز و ویژه آن ، به خصوص جایگاه مادرى, فقط رهنمودهاى دینى نیست. افزون بر آن همه آموزه هایى كه در جهت شكل گیرى صحیح, تعیین مسوئولیتها, راه حل مشكلات و تحكیم پیوندهاى خانوادگى, صادر شده است, منافع و ارزشهاى گسترده اى كه در این نهاد هویداست, به عنوان واقعیاتى ملموس, براى همگان روشن است.
پیشتر آوردیم كه قرآن كریم خاستگاه غریزى و فطرى پیوند زناشویى و تشكیل این نهاد را آفرینش زن و مرد از یك حقیقت (مًن اَنفِسًكِم) و عشق و مهربانى (مودّة و رحمة) و آرامش خاطر (لًتَسكِنِوا اًلَیها) مى شمارد و آن را از جمله ((آیات)) الهى معرفى مى كند.(1) و در جاى دیگر جایگاه زن و شوهر و نسبت میان آن دو را با استعاره زیبا و گویاى ((لباس)) یكدیگر بودن بیان مى كند.
در این نهاد, ((مرد)) در موقعیتى قرار مى گیرد كه به بیان نبوى(ص), پس از اصل دین, فایده اى برتر و منفعتى بزرگتر از داشتن همسرى مسلمان و سازگار و مسوئولیت شناس, نبرده است.
و ((زن)), پس از اصل دین كه نیاز فطرى انسانها و حاكم بر همه آنهاست, تا بالاترین مرتبه بركت و سودمندى قرار مى گیرد:
((ما استفاد امروئ مسلم فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة, تسرّه اذا نظر الیها, و تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله.))(2).
قداست این نهاد, برخاسته از جایگاه آن و عنایت ویژه اى است كه خداوند بزرگ در قلم ((تكوین)) و رقم ((تشریع)) به آن داشته و دارد. بنگرید این سخن شریف پیامبر(ص) كه هیچ نهادى در اسلام را در پیشگاه خداوند دوست داشتنى تر و عزیزتر از نهاد خانواده و پیوند زناشویى نمى داند:
((ما بنى فى الاسلام بنا احبّ الى الله تعالى و اعزّ من التزویج)).(3).
و قداست و شرافت آن از یك سو تا آنجاست كه اگر مرد بدون هیچ مانعى, با اینكه در محل خود به سر مى برد, شب را در بیرون از خانه به سر برد و در جاى دیگر استراحت كند, در سخن امام(ع)
عین نامروّتى و خلاف جوانمردى است.(4)
و از سوى دیگر در سخن نبوى(ص) و رهنمود علوى(ع) براى زن به مثابه صحنه جهادى است كه او جهادگر آن میدان است.(5) و ارزش رساندن یك جرعه آب به همسر به جز پاداش اخروى, از یك سال روزه دارى و شب زنده دارى برتر است.(6)
بارها حضرت امام در تاكید بر اینكه اسلام ، دین زندگى است و براى همه ی زوایا و جوانب زندگى برنامه و چارچوب دارد, مثال تشكیل خانواده را شاهد آورده است:
((احكام شرع, حاوى قوانین و مقررات متنوعى است كه یك نظام كلى اجتماعى را مى سازد. در این نظام حقوقى, هر چه بشر نیاز دارد فراهم آمده است; از طرز معاشرت با همسایه و اولاد و عشیره و قوم و خویش و همشهرى, و امور خصوصى و زندگى زناشویى گرفته تا مقررات مربوط به جنگ و صلح و مراوده با سایر ملل, از قوانین جزایى تا حقوق تجارت و صنعت و كشاورزى. براى قبل از انجام نكاح و انعقاد نطفه قانون دارد و دستور مى دهد كه نكاح چگونه صورت بگیرد و خوراك انسان در آن هنگام یا موقع انعقاد نطفه چه باشد, در دوره شیرخوارگى چه وظایفى بر عهده پدر و مادر است و بچه چگونه باید تربیت شود, و سلوك مرد و زن با همدیگر و با فرزندان چگونه باشد. براى همه این مراحل دستور و قانون دارد تا انسان تربیت كند.))(7).
شرح این حقیقت بارها در كلام حضرت امام آمده است, از جمله:
((شما وقتى اسلام را ملاحظه مى كنید به حسب ابعاد انسانیت او, طرح دارد, قانون دارد, از قبل از اینكه انسان به این دنیا بیاید, قبل از اینكه پدر و مادر انسان ازدواج كنند, طرح دارد براى اینكه این بذر را خوب تربیت كند, طرح دارد. زن را چه جور انتخاب كنید, شوهر را چه جور انتخاب كنید, در وقتى كه ازدواج مى كنید چه وضع باشد, با چه آداب باشد, در وقت لقاح چه آداب باشد, در وقت حمل چه آداب باشد, مثل یك زارعى كه یك تخم زراعت را مى كارد و مواظبت مى كند كه زمین خوب باشد, آب, آب سالم باشد, به موقع برسد, سایر تربیتها تربیتهاى نباتى باشد كه درست تربیت بشود, اسلام براى تربیت انسان از قبل ازدواج پدر و مادر شروع كرده است, زمین را یك زمین سالم مطهر مى خواهد باشد, زوج را یك زوج سالم صحیح انسان صفت انتخاب بكند.
بعد هم آداب دیگر تا وقتى كه متولد مى شود و آداب حمل و تربیت در دامان مادر و تربیت در پیش پدر و تربیتهاى بعدى كه دنبال این مىآید.))(8)
